|
شهادت نقطه اوج رسیدن عاشق به معشوق است
|
سربند سرخ من از خون نشانه داشت
امشب دلم برای شهیدان بهانه داشت
آنسوتر از خدا که شد خاک آن جنوب
بر روی لب چه بود؟ ؛ یا غافرالذنوب
سرمایه های کمی با هجوم نور
خاکی ترین لباس ، آبی ترین حضور
ما با کلاش قصد رفاقت نموده ایم
صد مصحف شریف به مجنون گشوده ایم
والفجر که شد جام بلورین شکسته شد
حاجی که رفت پنجره ای نیز بسته شد
وقت وداع بود ، وداع برادرم
یک کاسه آب پشت سرش ریخت مادرم
قرآن گرفت روی سرش تا روانه شد
فردا خبر رسید که او جاودانه شد
اما هنوز منطق باروت گفتنی ست
سِفر خدا و محشر ماووت گفتنی ست
سربند سرخ من از خون نشانه داشت
دل پرنده برای شهیدان بهانه داشت
