تبليغاتX
عشق وشهادت یاران
شهادت نقطه اوج رسیدن عاشق به معشوق است

وداع با همه چیز!

وداع با دوستانی که روزها و شبها در کنار هم بودند و مردانه ایستادگی کردند

وداع با چفیه که با شانه هایشان الفتی جدا ناشدنی داشت

وداع با سنگر که کاخ سلطنتشان بود

وداع با پلاک و سر بند و لباسهایی که خاکی نام داشت

وداع با زیارت عاشوراهای قبل از عملیاتها

وداع با اشکهایی که قبل از شروع عملیات در آغوش هم میریختند

وداع با اتوبوس های که زیاد می برد و کم بر میگرداند

وداع با آب و قرآن مادر که با هزار آرزو پشت سر فرزندش می ریخت

و در آخر...

وداع با دوکوهه

مبدا عاشقانی که قصد ماندن نداشتند

آرام آرام در پادگان دوکوهه قدم میزد

صدای مارش جنگ فضای پادگان را آکنده از هیجان کرده بود

باد پرچمها را تکان می داد

هر کس مشغول کارش بود

همه منتظر بودند بفهند کی به منطقه اعزام میشوند تا شاید ارزویی که سالیان سال بر دوششان سنگینی میکرد

در این عملیات بر آورده شود

اما صدایی دیگر آمد

نه این صدا نوید شادی نیست

نوید نوشیده شدن جامی پر از زهر است

جامی که شوکران هم به پایش نمی رسد

((قطعنامه پذیرفته شد))

آرزوها به حسرت تبدیل شد

حسرت ...

دیگر نمی شود به جمع یاران پیوست

یارانی که زودتر چمدانهایشان را آماده کرده بودند

باید برگشت

آیا آنجا تاب می آورید؟

بچه ها

ما برگشتیم

می رویم شاید نگذاریم خونتان پایمال شوند

از قول شما به مردم می گوییم:

جون شما و جون اسلام مواظبش باشید

شما هم سلام ما را به ارباب برسونید و بگید:

درسته ما لایق نبودیم ولی دوستت داریم ما رو فرموش نکن!

 خداحافظ منطقه خداحافظ ای خاکریزهای خون وشهادت

خداحافظ برای همیـــــــشه


 




+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/29ساعت 13:45  توسط پرنده ای جامانده ازیاران  | 

قلبم شكسته ولي نمي‌خوام گله كنم

قلبم شكسته ولي نمي‌خوام آه بكشم

قلبم شكسته ولي نمي‌خوام نفرينتون كنم

قلبم شكسته ولي نمي‌خوام به خدا واگذارتون كنم

قلبم شكسته ولي نمي‌خوام از خدا بخوام سرتون بياره

قلبم شكسته ولي نمي‌خوام قلبتون مثل من بشه

قلبم شكسته ولي هنوز دوستتون دارم

از چشمم به جاي اشك خون مي‌چكه

آره تو اوج شكستنم واستون دعا مي‌كنم

آخه خدا وقتي دل مي‌شكنه بهتر صدا رو مي‌شنوه

آره من تو اوج شكستم و، واسه خوشبختيتون دعا مي‌كنم



+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/15ساعت 13:13  توسط پرنده ای جامانده ازیاران  | 

سلام امروز از گذشت زمان عمر حرف میزنم:

 

با گذشت هرثانيه تیرگی های وجودم راهرلحظه پرترميکند ومرا به دست گذرزمان وفراموشي مي سپارد

 

دهم تیر برگی نواز فصلي جديدتر از كتاب زندگي من كه اشك ها همواره آن را رقم ميزنند باري دگر رسيد

 

به ياد هم دلان سال گذشته ى عمر:

 

از سايه هاي افكاري كه همواره قدم زنان با من در كوجه هاي خلوتم قدم ميزدند

 

از ستاره هاي آسمان كه هميشه مرا راهی بودند در شب هاي ظلمت و مرا ياري میکردند

 

از ماه كه هر شب درلابلای ستاره های شب جا ميگيرد ودل تاریک مرا نوری هدایتگرمیبخشد

 

ازجملات ودست نوشته هايي كه هرگز اشكهايم را تعبيری نكردند

 

ازعقربه های ساعت كه دلتنگ خطوط مبهم شب زنده دار شعرم بودند

 

از ابرهایی که گاه تا طلوع صبحگاهان با من اشك ميريختند

 

از تمام شب ها ، ستاره ها ، ماه ها ،ابرها ،از تمام اشك ها و دل ها و لبخندها،از تمام جملات وودست نوشتها و رايحه هاي غم تشکر میکنم که همراهان خوبی بودند

 

از تنهايي كه هميشه همراه همراز من بود و هرگز مرا تنها در جاده ى خلوت و بي نور شب ترك نكرد تشکر میکنم

 

در فصل جديد زندگيم باز به شما نياز دارم

 

به همه ى آنهايي كه مرا غزل خوان تنهايي صدا ميكردند و ستاره ى روشنايي بودند نیاز دارم

 

ولي اكنون براي زنده بودن نياز به كسي دارم كه مرا از چشمان بخواند و همه ی تکالیفم را فقط در اشك هاي عاشق آن خلاصه كنم، آري اي ثانيه ها راست گفتيد

 

ستاره ى من سكوت من است وبراي او خواهم خواند ، هم صدا با تنهاييم

 

اما تو اي عمر از دست رفته ، تو را به قبر فراموشي خاك خواهم كرد با چشمانی مغرور اشك ولي هرگز فراموشت نميكنم زیرا باهم لحظه ها را زنده بوديم اشك ريختيم و خنديدم با تو ای عمر...

دلنوشته ی (علی پ)






+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/11ساعت 18:1  توسط پرنده ای جامانده ازیاران  | 



دوکوهه دردل خود سکوت و ناله دارد

زدوری همه یاران چقدر ناگفته هادارد


که خاکش مظهر عشق وصفا وپایداری

بسی در دل از آن دوران چه ها دارد


دوکوهه منزل شیران رزم وعزم پولادین

ازآن شیران روز وزاهدان شب یادها دارد


دوکوهه نام توگردیده دریاد سلحشوران

که همت ها،همه ی آن شهیدان،اسطوره هادارد


دوکوهه شاهد رازونیازآن شب زنداران است

که اکنون در نگاهش صدبرابرناله ها دارد


سکوتت تا کی؟ برخیزوبرگو قصه یاران

زمان غم تهی شدزدوری شهیدان بس فغان دارد


دوکوهه ازهمه یاران عاشق برخمینی

زهریک خاطره و زانها یادها دارد


نشان درد ورنج دارد اندرهرقدومش

که همچون نای ونی او هم ضجه ها دارد


دوکوهه دیاری است خاموش ولب بسته

که درخاکش هزاران قصه با نکته ها دارد


پیامی بر من جا مانده ازیاران زخود دارد

که این روزها دل تو هوای پروازسوی یاردارد

(علی.پ)


بنام خدا


دوستان عزیز سلام

 


در دهم تیرماه سال1365 عملیاتی با نام {کربلای یک } وبا رمز{یــا ابولفضل العباس ع}توسط


رزمندگان سلحشورانجام گردید


دراین فرصت مروری داریم براین عملیات تاهرچند مختصرآشنایی باآن پیداکنیم .


انشاءالله ارواح طیبه شهدای این عملیات غرورآفرین با شهدای کربلا همنشین و محشور باشند .




***********************************************

 

در پی ضربات سیاسی و نظامی ناشی از عملیات پیروزمندانه والفجر 8 به پیکر رژیم عراق ،


ارتش این کشور که با اتخاذ سیاست موسوم به « استراتژی دفاع متحرک » طی عملیاتی در



تاریخ 17/2/1365 شهر مهران را به اشغال خود در آورده بود ، می کوشید تا با ادامه



عملیات های خود نقاط دیگری را متصرف شود . ادامه چنین وضعیتی می توانست عواقب



وخیمی را هم از بُـعد نظامی و هم از بُـعد سیاسی برای جمهوری اسلامی ایران به دنبال داشته



باشد. بر همین اساس و به دنبال تأکید حضرت امام (ره) مبنی بر ندادن آرامش به دشمن و



همچنین با سپری شدن مدت مورد نیاز و تلاش شبانه روزی فرماندهان و یگان های سپاه و


 


نیز برای مقابله با حرکت جدید عراق ، انجام عملیات برای آزادسازی شهر مهران و ارتفاعات



آن مورد تأکید قرار گرفت .



اهداف عملیات



باز پس گیری شهر مهران و سلسله ارتفاعات قلاویزان ، دستیابی به مرز و تأمین کل منطقه .



موقعیت منطقه



منطقه عملیاتی از جنوب به ارتفاعات قلاویزان ، از شمال به ارتفاعات نمه کلان کوچک ، از


غرب به امتداد غربی ارتفاعات قلاویزان و پاسگاه مرزی بهرام آباد و از شرق به جاده مهران


دهلران منتهی میشود.



یاد و خاطره شهدای عزیز عملیات کربلای یک (آزاد سازی مهران)


را گرامی می داریم





+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/10ساعت 17:18  توسط پرنده ای جامانده ازیاران  |