|
شهادت نقطه اوج رسیدن عاشق به معشوق است
|
چه دیر آمدی وچه زود بار سفر بستی وهنوز در باورم نیست رفتنت
ای که تو پیر و مراده عشاق ای خمينی
ای سفر کرده ی دلها ای که بودی روشنی بخش دلها
وقتي تو رفتي شمع روشن شبهايم خاموش شد ،
پنجره رو به زيبايی و رو به خوشبختی بر رویم بسته شد
و چشمه عشق در وجودم خشک خشک شد.....
وقتي تو رفتي آتش غم دوري و فاصله در وجودم شعله ور شد ،
آسمان چشمانم ابري و دل گرفته شد
وغروب غمگين عشق در آسمان قلبم نشست!
وقتي تو رفتي دنيا برايم عذاب شد ،
و ثانيه ها برايم پر ارزش تر از گذشته شدند!
وقتي تو رفتي نگاهم دائم به ثانيه ها و لحظه هاي زندگي بود
تا هر چه زودتر بگذردتابسوی تو آیم ودر كنارت خودم رااحساس كنم!
وقتي تو رفتي همدم من پرندگان شدند ورفيق شب و روز من تنهايي شد!
تو كه رفتي شهر برايم غربت شد ، و من احساس یتیمی وبی پدری میکنم
کاش می ماندی تا یارانت یتیم وغریب نمی ماندند

خرمشهر را خدا آزاد کرد (امام خمینی ره)
كسي نگفت از ميان توفان چگونه آن شب گذشته بودي
زگردباد و تگر گ و باران، چگونه آن شب گذشته بودي
كسي نگفت از ميان آتش، ميان آن شعله هاي سركش
بهانه دردل، شراره در جان، چگونه آن شب گذشته بودي
نه ردپايي، نه گردراهي، فقط تفنگي شكسته ديدم
توپيچان از كنار ياران چگونه آن شب گذشته بودي
كسي نگفت از دل هياهو ز خون و سنگر ز موج و باران
تو بي فراز از نهيب توفان، چگونه آن شب گذشته بودي
فقط شنيدم كه بال خود را گشادي از اين كرانه رفتي
كسي نگفت از فراز ميدان چگونه آن شب گذشته بودي .
خرمشهر بود و نگاه تيزت، كه مي گشودي به ديده باني
چه گويم اما به شوق ايمان، چگونه آن شب گذشته بودي
چو ابر وباران ره تماشا گرفته بودش اشك و خون چشمم
نديدمت بالبان خندان، چگونه آن شب گذشته بودي
تقدیم به همه جانبازان وایثار گران
سالروز آزادسازی خرمشهر بر تمامیه جان برکفان صحنه
هشت سال دفاع مقدس وتمام آزادیخواهان وآزاداندیشان مبارکباد
باشد تا یادی بکنیم از شهدا و جانبازان وایثار گرانی که اینک
با خون دل همه سختیها وناعدالیتها را میبینند
وجز فریادی در سکوت هیچ نمی گویند