|
شهادت نقطه اوج رسیدن عاشق به معشوق است
|

خـدایــــــا
دلی دارم که در عالم نميگنجد
به هر جا ميبرم او را " در آن محفل نمی گنجد
برای هر قدم يا رب " به سوی تو دعا کردم
به دستانم نگاهی کن " مرا يا رب صدايی کن
مرا يا رب تو ياری ده " نشان از اين دو راهی ده
به سوی خود بخوان هر دم
مرا از خود رهايی ده


دو کوهه السلام اي خانه عشق
سلام ما بر آن ميخانه عشق
دگر خالي شد از جاي عشاق
دو کوهه
دو کوهه از چه تو ويرانه
دو کوهه آن حسينيه همت
دو کوهه از
دو کوهه قلب ما پر گشته از غم
نمي آيد دگر گردان ميثم
دو کوهه کن نظر بر ما چه
دو کوهه دست آموز شهامت
کجا زد خيل گردان شهادت
دو کوهه اي محل عشق و
دو کوهه
دو کوهه گشته ام گردان
دو کوهه گشته ائي خالي تو
دوکوهه کجایندآن خرابکاران عاشق
همان جان برکفان یاران عاشق
همانانی که درگردان تخریب
فداگشتن ولی مظلوم و غریب

آبي تر از آنيم که بيرنگ بميريم
..............................
مپرسيد، اي سبك بالان، مپرسيد
كه اين ديوانه از خود بدر، كيست؟
چه گويم! از كه گويم؟ با كه گويم؟
كه اين ديوانه را از خود خبر نيست
مپرسيد، اي سبك بالان، مپرسيد
مرا با عشق او تنها گذاريد
غريق لطف آن دريا نگاهم
مرا تنها به اين دريا سپاريد
