تبليغاتX
عشق وشهادت یاران
شهادت نقطه اوج رسیدن عاشق به معشوق است

 يادِ آن دلهاى با ايمان بخير
پايدارى بر سر پيمان بخير 

 رويش  گل هاى شوقِ پرزدن 
بر زمين باريدن باران بخير
 

رادمردان و  صلابت در نبرد 
جان فدا كردن به يك فرمان بخير

    شوق  ديدار و وصالِ روى دوست 
لحظه هاى اُنس با قرآن بخير
  

جمعهاى گرم و پاك و بى ريا 
الفت بين دلِ ياران  بخير 

سجده ها و ناله هاى نيمه شب 
    درد و غم  با اشكِ دل درمان بخير 

من تو را مى خواهم از  تو ساقيا 
وصل ياران با تو در رضوان بخير

               درد من با یک نگاه دوست درمان می شود

مشکلم با یک نگاه یار آسان می شود

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/08/23ساعت 9:23  توسط پرنده ای جامانده ازیاران  | 

خدايا  سخت مي ترسم از اين بيهوده گفتنــها

از اين تنها نشستنها و غم در سينه کــردن ها

خدايا سخت مي ترسم از اين بيهوده ماندن ها

ازين غربت کشيدنها از اين حسرت بخوردن هـا

خدا يا سخت مي ترسم ازين بيـهوده ياريـــــها

به شب يکجا نشستن ها به روز تنها دويدن ها

خدايا سخت مي ترسم که من غافل شدم از يار

مرا خود وانهـاد برخـــود حــــذر  کردم ز گفتنـــها

خدايا سخت مي ترسم کني رسوا مرا امشب

کسـي ديـگـر نيـارد نامــم از بــودن نبــودنــها

خدايا سخت مي ترسم از اين رسواي هرجاگرد

مرا با خـود برد هــرجا کنـد پاکـم ز عالـمـها

خدايا سخت مي ترسم رها گردانيم تنها

دلم را وارهان يا رب از اين افکار بطلانها

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/08/18ساعت 12:5  توسط پرنده ای جامانده ازیاران  | 

 

 

خداوندا دلي دارم که سرتا پا دلی خون است

 

غريبم من در اين داستان بي پايان

 

مرا شعريست اندوهناک

 

مرا راهيست بي پايان

 

 

مرا اشکيست در چشمي به را ه و منتظر اما گل آلوده

 

غمينم من "دلم تنگه" نمي دانم چه راهيست راه من

 

يا رب مرا درياب اندر شام تنهايي

 

 

بگير دستم از اين بي راه راه سخت نجاتم ده

 

که من سخت بيمارم" پشيمانم "گرفتارم

 

ولي تنها ترا دارم ترا دارم ترا دارم

 

 

 

تو شعر من سرود من

 

تو عشق من درون من

 

تو راه من چراغ من

 

تو اشک من تو آه من

 

 

رهايم کن از اين ويرانه هستي اي خداي من

 

مرا با بي وفايان هيچ کاري نيست

 

مرا با بي خيالان هيچ کاري نيست

 

 

مرا با اين همه نامردمي کاري نباشد اي خداي من

 

ترا تنها ترا جويم دگر جز تو مرا نيست يار تنهايي

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/08/04ساعت 17:17  توسط پرنده ای جامانده ازیاران  |